خرید بک لینک

امروز داشتم فیلم «کو کو پیش از شانل» را می دیدم. فیلم به زندگی گابریل شانل پیش از آن که طراح مشهور و لوکس مد شود می پردازد. وقتی فیلم شروع شد انتظار تنها چیزی را که نداشتم دختربچه غمگینی بود که به همراه خواهرش به یتیم خانه یک صومعه سپرده شدند!!! همانجا فهمیدم با یک درام انسانی فوق العاده و یکی از آن انسان های قدرتمند و خودساخته روبرو هستم.

گابریل از نگاه طرح واره درمانی یک بچه رها شده به تمام معنا است. پدرش بارها به مادرش خیانت کرده بود و دست آخر او را با دو دختربچه تنها گذاشت و رفت. بعد از مرگ مادر، گابریل همیشه منتظر پدرش بود تا دنبالش بیاید اما او هیچوقت نیامد! نمی دانم دیگر چه چیزی لازم بود تا سرنوشت یک بچه را برای همیشه نابود کند! اما جالب این بود که گابریل شانل با این شرایط وحشتناک نابود نشد.

چند روز پیش بود که درکارگاه از تاثیر خلق و خو بر شکل گیری طرح واره ها می گفتم. بعضی نوزادان بطور ژنتیکی فعال تر و ستیزه جوتر هستند. گابریل هم ظاهراً از آندسته از کودکان بود. وقتی بزرگتر شد خیاطی یاد گرفت. صبح ها همراه خواهرش در جایی کارگری می کرد و شب ها با هم در کاباره ای آواز می خوانند. اسم کو کو از آنجا روی او ماند چون او آهنگی بنام کوکو را می خواند. خواهرش توانست با رابطه ای عاشقانه با مردی ثروتمند به طبقه اشراف بپیوندد و کو کو در اجرای برنامه تنها ماند. از طرف دیگر بارون بالزان اشرافی و هوس بازی که با کوکو وارد رابطه شده بود بعد از مدتی برای خداحافظی پیش او آمد و گفت قرار است شهر را ترک کند و به حومه پاریس برود. کو کو باز هم ترک شد و تنها ماند اما بعد از مدتی کارگری و زندگی در اتاقی محقر بلاخره با خودش تصمیم گرفت دل به دریا بزند و با اندک پولی که دارد به حومه پاریس برود و برای زندگی در منزل بارون به او رو بیاندازد. زندگی در آن کاخ باعث شد با طبقه اشراف رابطه پیدا کند و کلاه های زیبایی برای اطرافیان بارون طراحی کرد.

بعدها او توجه مرد جذاب انگلیسی ای بنام آرتور را جلب کرد و رابطه ای کوتاه، پنهانی و عاشقانه را تجربه کردند اگرچه آرتور هم در نهایت کوکو را با گفتن اینکه در انگلستان نامزد ثروتمندی دارد ناامید کرد. آنجا بود که کوکو گفت همیشه در اعماق قلبم می دانستم همسر هیچکس نخواهم بود! (باور اصلی تله رها شدگی)

اما آرتور سرمایه لازم برای برپایی فروشگاه کوکو را در اختیارش گذاشت و از آنجا که کو کو همیشه از لباس های کمرتنگ و پشت بنددار زنانه که مد آن زمان فرانسه بود بیزار بود با الهام از لباس های مردانه ای که خودش دوست داشت سبک راحت خودش را در طراحی لباس زنانه در پیش گرفت که به سرعت به بالاترین سطح مد لباس زنانه در پاریس بدل شد. او معشوقش را در سفرهای گاه به گاهی که به پاریس داشت می دید و اوقات خوش کوتاهی را با هم می گذراندند تا اینکه در یکی از این سفرها آرتور در تصادف رانندگی کشته شد.

 

 

ظاهرا تله رهاشدگی عاقبت توانست مانع از این شود که کو کو رابطه عاشقانه امن و باثباتی را تجربه کند و او تا آخر عمرش ازدواج نکرد. اما این تله نتوانست باعث شود که او خودش هم خودش را رها کند. او خیلی خوب پشت خودش ایستاد و به خودش اتکا کرد و چیزی ساخت که بیشتر از یک رابطه رومانتیک می ارزد چون وقتی به لباس هایی که او کار کرده بود نگاه می کنی می توانی ببینی که با احساس شادی و ارزشمندی ساخته شده اند. 


برچسب: کوکو پیش از شانل, نویسنده: نگین فراهانی تاريخ: سه شنبه 16 آذر 1395 ساعت: 11:25

صفحه بندی