خرید بک لینک

امروز جلسه کارگاهمون در مورد تلهء پذیرش جویی است و من دیروز دنبال تمرینات و بازی هایی بودم که بچه ها قراره در نیمه دوم کلاس انجام بدهند. از آنجا که آدمهایی که در این تله می افتند بشکل اعتیادگونه ای دنبال گرفتن تایید و تحسین دیگران هستند، تحملشون در مقابل انتقاد (حتی انتقاد سازنده) خیلی پایین میاد و مثل معتادی که مواد بهش نرسیده و خمار شده با هر عدم تاییدی حالشون بدتر و بدتر میشه. بنابراین فکر کردم به عنوان یک تمرین بیاییم در مورد آخرین انتقادهایی که شنیدیم صحبت کنیم و ببینیم هرکسی چه برداشت و واکنشی در مقابل این انتقادها داره و شدت بد بودن آن را چطور ارزیابی می کنه؟

اینطور مواقع چون معمولاً اول از خودم مثال می زنم به آخرین انتقادی که شنیدم فکر کردم و یادم اومد که در همین ماه گذشته دو نفر از دوستانم که همدیگر را نمی شناسند به من بازخورد دادند که در وبلاگ و از طریق نوشته هایم به نظر میرسه آدم از خودراضی ای هستم که افاضات علمی می کنم اگرچه خوشبختانه هر دو گفتند که وقتی از نزدیک با من آشنا شدند نظرشان متعادل شد. 

وقتی به انتقادشون فکر کردم دیدم که خیلی هم بیراه نگفتند! من از وقتی این وبلاگ را در بلاگفا شروع کردم تا امروز که اینجا هستم مسیر پر فراز و نشیبی را طی کردم و نوسان های زیادی داشتم. به قول دوستی تا به جای درست خودم برسم چند بار به چپ و راست تاب خورده ام و خوب که فکر کردم دیدم این حرفی که زدند خالی از حقیقت نیست.

برچسب: نویسنده: نگین فراهانی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 23:13

صفحه بندی