خرید بک لینک

اگر بخواهم به الگوی جامع سوالاتی که سال ها قبل از مشاور شدنم، ذهنم را مشغول کرده بود اشاره کنم اغلب آنها در این قالب می گنجید که : چرا این راهکار برای آن دیگری جواب می دهد ولی برای من نه؟! 

برای من این یک شیوهء شخصی برای فرمول سازی بود که به دیگران نگاه کنم و ببینم چکارهایی می کنند که موفقیت را در پی دارد و من هم همان کار را انجام دهم! بعدها متوجه شدم نظریه پردازی بنام بندورا به این کار می گوید "یادگیری مشاهده ای" و چیز بدی هم نیست ولی نکات و ریزه کاری هایی دارد که باید بدانی!

بطور مثال اگر به دنبال موفقیت شغلی هستیم شاید به فرد موفقی نگاه کنیم که مهندس صنایع است، به محض اینکه درسش را تمام کرده در یک کارخانه بزرگ خارج از تهران مشغول به کار شده، مثل ساعت کار می کند و پول خوبی درمی آورد. در این حالت ممکن است به این نتیجه برسیم که عوامل موفقیت این ها هستند : رشته مهندسی+ کار در کارخانه+ سخت کار کردن. 

یا فکر کنم اغلب ما خانم هایی را می شناسیم که نه بر و رویی دارند و نه اخلاق درست و درمانی ولی شوهری دارند که مثل پروانه دورشان می چرخد! و برای ما این سوال پیش می آید که آنها چکار می کنند؟! وقتی بهشان نگاه می کنیم ممکن است ببینیم این افراد بسیار پرتوقع، از خودراضی، ولخرج و خوش سر و تیپ هستند و به این نتیجه برسیم که عواملی که مردان را بشدت جذب می کند همین ها است اما به محض اینکه می خواهیم این الگوریتم را روی رابطه خودمان پیاده کنیم هنوز سه توقع اول را نگفته طرف عطای رابطه را به لقایش می بخشد و فرار می کند و ما می مانیم و یک علامت تعجب بزرگ! 

 

شاید ما این کار را از والدینمان یاد گرفته باشیم و اگر شما هم این کار را انجام می دهید اصلاً تعجب نمی کنم اگر بگویید والدین مقایسه گری داشتید که مدام شما را با دیگران مقایسه می کردند! مادر من مدام می گوید: فلانی را نگاه کن با دیپلم چه شوهری پیدا کرده که خانه به نامش زده! و من نمی دانم خانه به نام کسی زدن به مدرک تحصیلی او چه ربطی دارد؟!! اتفاقاً خاله ام هم تفکر مشابهی دارد که مثلاً چرا وضع مالی فلان خانم دیپلمه از خاله ام که دکترا دارد بهتر است؟! ...اصلاً حالا که دارم این مطلب را برای شما می نویسم به این بینش رسیدم که باور "رابطه عاطفی خوب به مدرک تحصیلی ربط دارد" احتمالاً ریشه در باور های اجداد مادری ام دارد که در خانواده ما نسل به نسل به ارث رسیده است.

متاسفانه نه تنها عوام بلکه متخصص ها هم گاهی در دام تعمیم افراطی می افتند و وقایع را دلبخواهی تفسیر می کنند. مثلاً سال ها پیش زمانی که خودم برای یک رابطه ناپایدار به مشاور مراجعه کرده بودم ایشان تشخیص دادند دلیل مشکلات روابط من این است که از عشوه گری استفاده نمی کنم و اعتقاد داشتند عشوه یکی از فاکتورهای اصلی جذب کننده مردان است. البته من تابحال هیچ پروتکل درمانی یا پژوهشی ندیدم که مشخصاٌ به عشوه اشاره کند ولی چون این مشاور آقا بودند شاید در مورد خودشان اینطور بوده و این را به همه مردان تعمیم داده بودند ولی حالا که خودم مشاور شده ام می بینم که آن رابطه مشکلات خیلی بزرگتری از عشوه گری داشت و آن هم بی اعتمادی و فقدان صمیمیت بود. 

فرمول دوم من این است که شما می توانید به افراد موفق نگاه کنید و متوجه شوید به آنچه آنها دارند علاقمند هستید. این نشان می دهد که شما هم یک رابطه صمیمانه یا یک شغل خوب می خواهید و این برای شما ارزشمند است. اما اینکه آن فرد چطور به آنها رسیده به هزار و یک عامل بستگی دارد که شما نمی دانید. خلق و خو، طرح واره ها و ویژگی های شخصیتی هر فردی بعلاوه عوامل محیطی که اصلاٌ نمی توان تاثیر آنها را ندیده گرفت باعث می شود که هر فردی برای رسیدن به خواسته هایش راه منحصربفردی را طی کند و بخاطر همین شاید راه موفق شدن آن مهندس صنایع برای من جواب ندهد و من با پیروی قدم به قدم از فرد دیگری نتوانم به همان موفقیت دست پیدا کنم. پس بهتر این است که به جای مقایسه خود با دیگران، با توجه به شرایط، توانایی ها و محدودیت های خودم راه موفقیت خودم را بسازم که البته مستلزم شناخت خوبی از انگیزه ها، نقاط قوت، نقاط ضعف و زخم هایی است که در طول زندگی برداشته ام چراکه هر کدام از این عوامل می تواند من را در مسیر رسیدن به خواسته هایم تقویت کرده یا از حرکت بازدارد.

برچسب: نویسنده: نگین فراهانی تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت: 15:13

صفحه بندی